ما برای درک دنیا از 5 حس اصلی خود یعنی بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی استفاه می کنیم. همه ما از همه حواس خود به صورت ترکیبی بهره می گیریم اما معمولا یکی از این حواس را بیشتر به کار می بریم.بر اساس همین معیار در NLP افراد را برای راحتی بیشتر به 4 دسته دیداری،شنیداری،لمسی(یا حسی) و شنیداری-منطقی تقسیم می کنند.هر کدام از این گروه ها بر اساس کانال ترجیحی خود ، زبان خاص خویش را برای توصیف افکارو تجربیاتشان به کار می بندند.
مهمترین ابزار برای شناخت هر کدام از این گروه ها، توجه به علائم و نشانه های کلامی و غیرکلامی آنها می باشد که از این میان حرکت چشم ها و نیز واژه های به کار رفته توسط آنها، از اهمیت بیشتری برخوردارند.

خاطرات بد ، احساس خوب!
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که ذهن ، چگونه موضوعات مختلف را ثبت و ضبط می کند؟ به روش پردازش اطلاعات در مغز فکر کرده اید؟به این موضوع اندیشیده اید که چگونه می توانیم یک خاطره را به یاد آوریم؟ و این که چگونه یک خاطره می تواند حالمان را دگرگون نماید؟
به طور کلی هر خاطره از دو بخش تشکیل شده است.بخش اول، محتوای آن خاطره است . محتوا یعنی اتفاقاتی که در آن خاطره رخ داده، اشخاصی که حضور داشته اند، مکانی که در آن ، خاطره مورد نظر اتفاق افتاده ، اشیاء موجود و ... وبخش دوم که به آن ساختار خاطره می گوییم.
در NLP (برنامه ریزی عصبی –کلامی) به این بخش ساختاری توجه ویژه ای شده است و در حقیقت برای ایجاد تغییرات احساسی و عاطفی ، روی این بخش، عملیات تغییر صورت می گیرد.......