ما برای درک دنیا از 5 حس اصلی خود یعنی بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی استفاه می کنیم. همه ما از همه حواس خود به صورت ترکیبی بهره می گیریم اما معمولا یکی از این حواس را بیشتر به کار می بریم.بر اساس همین معیار در NLP افراد را برای راحتی بیشتر به 4 دسته دیداری،شنیداری،لمسی(یا حسی) و شنیداری-منطقی تقسیم می کنند.هر کدام از این گروه ها بر اساس کانال ترجیحی خود ، زبان خاص خویش را برای توصیف افکارو تجربیاتشان به کار می بندند.
مهمترین ابزار برای شناخت هر کدام از این گروه ها، توجه به علائم و نشانه های کلامی و غیرکلامی آنها می باشد که از این میان حرکت چشم ها و نیز واژه های به کار رفته توسط آنها، از اهمیت بیشتری برخوردارند.

مدتهاست استفاده از عباراتی همچون مشتری مداری ، مشتری محوری و توجه به مشتری باب شده است.
وقتی به برخی از کسب و کارها در ایران فکر می کنم به نظرم می رسد که این اصطلاحات برای آنها بیش از اندازه لوکس و غیر واقعی است ، شاید به این دلیل که مشتری ایرانی هنوز به حق و حقوقش آشنا نیست ، یا شاید به خاطر اینکه در برخی کسب و کارها هنوز رقابت شکل فشرده اش را به خود نگرفته است.
درست است،ممکن است هنوز ضرورت پرداختن به چنین موضوعی را احساس نکرده باشید ولی به هر حال در عصری زندگی می کنیم که ابزارهای ارتباطی به شدت در حال گسترش هستند، رشد روز افزون استفاده از اینترنت ، ماهواره یا سفرهای مکرر به کشورهای پیشرفته تر و چیزهایی ازاین قبیل ذهن مشتریان را به دنیای جدیدی باز نموده و اندازه توقعشان را روز به روز بالاتر خواهد برد و بدون تردید خیلی ها اگر دیر بجنبند و به چنین مقوله پر اهمیتی نپردازند قافیه را خواهند باخت.

نیازهای مادی مشتری به مباحث کیفی و کمی محصول یا خدمت بر می گردد. بخشی از این کیفیت بیان شده را کیفیت بایدی می نامیم که گاهی به" نیازهای ناپیدای "مشتری تعبیر می شود . مثلا مشتری انتظار دارد وقتی وارد حمام هتل می شود آب گرم موجود باشد ، شامپو و صابون هم آماده باشد . جالب این است که مهیا بودن این موارد هیچگاه میزان رضایت مشتری را افزایش نخواهد داد ولی اگر نقص و کمبودی در هر کدام از موارد فوق وجود داشته باشد ، مثلا آب سرد باشد و یا شامپو آماده نباشد ، مشتری ناراضی خواهد شد .

- شکایت مشتری را با آغوش باز پذیرا باشید .
همیشه برای دریافت شکایت آماده باشید . با شکایت و انتقاد مشتری به شکل یک مهمان ناخوانده و مزاحم برخورد نکنید .
وقتی مشتری ازشما شکایت می کند ذهنا خود را مدیون او بدانید و ممنون او باشید. دست ازغرور بی جا بردارید . درست است ، بعضی موارد شکایت های نابجایی می شنوید ولی به هر حال مشتری تعیین کننده نهایی وضعیت کسب و کار شماست .وقتی پیشاپیش نگرش مثبتی به مقوله شکایات و انتقادهای مشتری داشته باشید ناخود آگاه رفتارمناسب تری از خود بروز می دهید و این گونه به میزان بیشتری به صدای مشتری خود دسترسی پیدا خواهید کرد (voice of customer) و هیچ کسی بهتر از مشتری نمی تواند به شما بگوید که محصولات یا خدماتتان چه معایبی دارد و بهتر است چگونه باشد تا فروش بیشتری داشته باشید.پس ، در قبال شکایت و انتقاد جبهه نگیرید و در صدد توجیه برنیایید بلکه به خاطر توجهی که مشتری نشان داده قدردان او باشید.

آیا برای شما هم پیش آمده که به فروشگاه و یا شرکتی مراجعه کنید که در آن فرد مسئول، نه تنها به شما سلام نمی کند بلکه جواب سلام شما را هم نمی دهد ؟ تازه اگر به شما خیلی هم لطف بکند بدون اینکه به شما نگاهی بیندازد زیر لب چیزی شبیه سلام می گوید !در فرهنگ ما سلام معمولا اولین کلمه در شروع ارتباط است .در روایات دینی هم تاکید شده که جواب سلام واجب است. بنابراین تا حد ممکن شما اولین نفری باشید که سلام می کند و در پاسخ دادن به سلام هم با استفاده از لحن مناسب و حالت گشوده چهره و افزودن کلماتی مثل "خوش آمدید" و"در خدمت شما هستم" و... پذیرنده بودن خود را به مشتری القا کنید.