ما برای درک دنیا از 5 حس اصلی خود یعنی بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی استفاه می کنیم. همه ما از همه حواس خود به صورت ترکیبی بهره می گیریم اما معمولا یکی از این حواس را بیشتر به کار می بریم.بر اساس همین معیار در NLP افراد را برای راحتی بیشتر به 4 دسته دیداری،شنیداری،لمسی(یا حسی) و شنیداری-منطقی تقسیم می کنند.هر کدام از این گروه ها بر اساس کانال ترجیحی خود ، زبان خاص خویش را برای توصیف افکارو تجربیاتشان به کار می بندند.
مهمترین ابزار برای شناخت هر کدام از این گروه ها، توجه به علائم و نشانه های کلامی و غیرکلامی آنها می باشد که از این میان حرکت چشم ها و نیز واژه های به کار رفته توسط آنها، از اهمیت بیشتری برخوردارند.

نیازهای مادی مشتری به مباحث کیفی و کمی محصول یا خدمت بر می گردد. بخشی از این کیفیت بیان شده را کیفیت بایدی می نامیم که گاهی به" نیازهای ناپیدای "مشتری تعبیر می شود . مثلا مشتری انتظار دارد وقتی وارد حمام هتل می شود آب گرم موجود باشد ، شامپو و صابون هم آماده باشد . جالب این است که مهیا بودن این موارد هیچگاه میزان رضایت مشتری را افزایش نخواهد داد ولی اگر نقص و کمبودی در هر کدام از موارد فوق وجود داشته باشد ، مثلا آب سرد باشد و یا شامپو آماده نباشد ، مشتری ناراضی خواهد شد .

دیگر سالهاست زمان آن گذشته که در دفتر کار خود بنشینید تا مشتری به سراغ شما بیاید . در بازار پر رقابت امروز که حتی نانوایی ها که روزگاری مجبور بودید در صف های طولانی آنها نوبت بگیرید هم به فکرراه هایی برای جذب مشتری هستند ، چاره ای نیست جز مجهز شدن به توانمندی های بازاریابی و فروش.
اگر دقت کرده باشید و یا سری به نیازمندیها زده باشید شرکت ها و موسسات، بیش از هر نیروی کار دیگری، به دنبال فروشنده و بازاریاب هستند . دائما با آگهی های این گونه مواجه هستیم :"بازاریاب حرفه ای با در آمد عالی"و یا "کارشناس فروش با حقوق و پورسانت بالا "
نکته جالبی که مشخصا با آن درگیر بوده ام این است که پیدا کردن کارشناس فروشی که کارش را بلد باشد بسیار سخت است .من مصاحبه های شغلی زیادی با افراد متقاضی کار در این رشته داشته ام که متاسفانه بسیاری از آنها الفبای بازاریابی و فروشندگی راهم نمی دانند ، خیلی از آنها تا کنون حتی یک جلد کتاب هم در این زمینه نخوانده اند و بسیاری از آنان ازآن جهت که کار دیگری گیرشان نیامده به سراغ این کار آمده اند.!